98-9394223559+

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

فستیوال شغالی

 

اثر سورا هارت 

 

تو از هدایا می‌گویی

ما برای جشنی آمده‌ایم

آنها از غرب آمده‌اند 

و برخی دیگر از شرق آمده‌‌اند

آنها آشفته و سرکش بودند

و نه به‌هیچ‌وجه مهربان 

آنها، در آن مهمانی‌ای نبودند

که من فکرش را می‌کردم 

آنها با فریاد و هیاهو

با غرولند و داد و بیداد

با عربده کشی و قهقهه

با جروبحث و دعوا

به مدت 21 روز

با روش‌های گوش خراش

و شغالی خود

مرا بیدار نگه داشتند

من دعا کردم

که بروند

 

ولی آنها نرفته‌اند و نخواهند رفت

تا وقتی که من بتوانم بگویم: 

شغال‌های عزیز خوش آمدید

بیش از این در برابر

تمنای شما‌ها برای جلب توجه

و پافشاری مصرانه‌ی شما 

مقاومت نخواهم کرد 

اکنون می‌توانم ببینم

که قلب‌های شما حساس‌ترین است

و احساس‌ها و نیازهای شما 

با احساس‌ها و نیازهای خودم

متفاوت نیست

فقط یکی یکی لطفاً

دوست دارم تلاش کنم و حدس بزنم

چیزهایی را که شما می‌خواهید 

و من به آنها توجه نکرده‌ام

بعضی از شغال‌ها رفتند

بعضی ماندند و زوزه کشیدند

و برخی دیگر هنوز هستند تا 

به من هنر رقصیدن

با شغال‌ها را بیاموزند

 

ترجمه فاران حسامی