98-9394223559+

 

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعال
 

من هرگز احساس نکردم که نثار کردم

مگر وقتي که تو از من پذيرفتي

هنگامي که تو خشنودي مرا

از نثار کردن به خودت فهميدي.

و تو مي‌داني که من نثار نکردم

تا تو را مديون خود سازم،

بلکه چون مي‌خواهم  زندگي‌ام جلوه‌ی عشقي باشد

که نسبت به تو احساس مي‌کنم. 

با محبت پذيرفتن

شايد نثار کردن بهتري باشد.

راهي نيست که اين دو را از هم جدا کنم.

وقتي تو به من نثار مي‌کني،

من پذيرشم را به تو مي‌دهم.

وقتي تو از من مي‌پذيري، احساس مي‌کنم که دريافت مي‌کنم.

 

ترانه‌ی «نثار» از روت ببرمير در آلبوم نثار کردن 1978