مترجم: سابین یزدانی
"کودکان به چیزی بسیار فراتر از مهارتهای پایه خواندن، نوشتن و ریاضی نیاز دارند؛ هرچند این مهارتها نیز مهماند. کودکان همچنین لازم است یاد بگیرند چگونه برای خودشان بیندیشند، چگونه در آنچه میآموزند معنا پیدا کنند و چگونه با یکدیگر کار و زندگی کنند."
مارشال روزنبرگ
"آموزش نباید به همرنگی واداشتن افراد بینجامد، بلکه باید تمرینی برای آزادی باشد؛ وسیلهای که زنان و مردان از طریق آن بهطور انتقادی و خلاقانه با واقعیت مواجه شوند و دریابند چگونه در دگرگون کردن جهان خود مشارکت کنند."
پائولو فریره (۱۹۲۱-۱۹۹۷)
مهارتهای ارتباط بدون خشونت و آموزش به معنای ایجاد محیطی امن و مبتنی بر اعتماد است؛ محیطی که از یادگیری در سراسر جامعه حمایت میکند.
ارتباط بدون خشونت در آموزش، با فراهم کردن این فرصت برای کودکان، والدین، خانوادهها، معلمان و کارکنان مدرسه که بهطور عمیق شنیده شوند، یک جامعه حمایتگر را تجربه کنند، احساسات و نیازهای خود را بهطور کامل و به شیوهای بیان کنند که بیشترین احتمال را برای ایجاد ارتباط فراهم میکند، و برای پیشگیری و حلوفصل تعارضها احساس آسودگی و اعتماد بیشتری پیدا کنند، امنیت و اعتماد ایجاد میکند.
مهارتهای ارتباط بدون خشونت در آموزش، اگر عمیقاً مورد توجه قرار گیرند، آگاهی تازهای درباره اینکه ما بهعنوان انسان چه کسی هستیم و چرا اینجا هستیم، ایجاد میکنند.
بالاخره، آموزش برای چیست؟
پاسخی که به این پرسش میدهیم، میتواند به دیدگاههایی کاملاً متفاوت درباره اینکه ما چه کسی هستیم و نقش و کارکرد مدرسه و یادگیری چیست، منجر شود
اگر باور داشته باشیم که هدف آموزش، تربیت کارگرانی مطیع و مصرفکنندگانی سیریناپذیر است، آنگاه انسانها را صرفاً بهعنوان مصرفکننده و "نیروی کار" میبینیم؛ دیدگاهی که به شکلی غیرقابلقبول، تصویری بسیار محدود از چیستی انسان و ظرفیتهای او ارائه میدهد.
اگر هدف آموزش این باشد که به کودکان اجازه دهد بهطور کامل خودِ واقعیشان رشد کند و به آنها بیاموزد که چگونه برای خودشان بیندیشند، نه اینکه صرفاً به آنها بیاموزد به چه چیزی بیندیشند، آنگاه برای نسلهای آینده امیدی وجود خواهد داشت که بتوانند راهحلهایی برای فوریترین و مهمترین مسائل بشریت پیدا کنند.
یادگیری راهبردهای مؤثر ارتباط در کلاس با ارتباط بدون خشونت
یادگیری راهبردهای مؤثر ارتباط در کلاس با ارتباط بدون خشونت، یعنی به خودمان فرصت دهیم شیوه انجام کارها را بهطور کامل بازنگری کنیم و همچنین خود را از الگوهای قدیمیای که دیگر کارآمد نیستند، رها کنیم.
برای مثال، زمانی که کنترل رفتار هدف ما نباشد، "نافرمانی" دیگر مسئلهای نخواهد بود.
بزرگترین تفاوت در این است که به دانشآموزان کمک کنیم با انگیزههای درونی خود برای یادگیری ارتباط برقرار کنند، نه اینکه از انگیزههای بیرونی مانند پاداش یا تنبیه استفاده کنیم.
وقتی میخواهیم دانشآموزان رفتارهای خاصی داشته باشند، ارتباط بدون خشونت از ما میخواهد دو سؤال را از خود بپرسیم:
۱. دقیقاً میخواهم کودک چه کاری انجام دهد؟
۲. میخواهم دلیل او برای انجام دادن آن کار چه باشد؟
این دو سؤالی که از خود میپرسیم، بخش مهمی از یادگیری راهبردهای مؤثر ارتباط در کلاس با ارتباط بدون خشونت است.
با پرسیدن این دو سؤال، خیلی زود با محدودیتهای برانگیختن کودکان از طریق "بایدها"، "مجبور بودنها" و انگیزههای بیرونی مانند پاداش و تنبیه مواجه میشویم.
وقتی برایمان روشن شد که چرا چنین تقاضایی را مطرح میکنیم، میتوانیم با دانشآموزان درباره نیازهای عمیقتر وارد گفتوگو شویم. در نتیجه، راهبردهای ارتباطی ما در کلاس بسیار مؤثرتر میشوند؛ نه برای اینکه کودکانی مطیع تربیت کنیم، بلکه برای پرورش انسانهایی که میتوانند برای خودشان بیندیشند و بر اساس آگاهی روشن از انگیزههایشان به دیگران خدمت کنند.
بهکارگیری ارتباط بدون خشونت در آموزش و یادگیری
عمل کردن بر اساس ارتباط بدون خشونت در آموزش و یادگیری، بهطور طبیعی به شکلگیری الگویی جدید برای آموزش منجر میشود. دکتر مارشال روزنبرگ درباره مدارسی صحبت کرده است که بر اساس اصول ارتباط بدون خشونت فعالیت میکنند.
او میگفت در چنین مدارسی، دانشآموزان اغلب میتوانند خودشان انتخاب کنند که از چه کسی یاد بگیرند و در بیش از نیمی از موارد، دانشآموز دیگری را برای آموزش انتخاب میکنند. منطق این است که یک دانشآموز کلاس پنجم میتواند ریاضی را به اندازه یک بزرگسال به دانشآموز کلاس سوم آموزش دهد؛ و این رویکرد منابع و توان معلم را برای دانشآموزانی که بیش از همه به کمک نیاز دارند، آزاد میکند.
در این مدارس، بهکارگیری ارتباط بدون خشونت در آموزش و یادگیری همچنین به این معناست که معلمان اغلب نقش "معلم بهعنوان راهنمای سفر " (teacher-as-travel-agent) را ایفا میکنند. به عبارت دیگر، آنها مقصدها را میشناسند؛ یعنی موضوعات و حوزههای پژوهش را میدانند، اما لزوماً همراه دانشآموز در این مسیر سفر نمیکنند. دانشآموزان تشویق میشوند که در مسیر یادگیری خود بهتدریج خودراهبرتر شوند و معلم نیز در صورت نیاز، راهنمایی و بازخورد ارائه میدهد.
زیستن ارتباط بدون خشونت در مدارس همچنین به معنای آموزش مهارتهای حل تعارض به کودکان و کمک به آنها برای حل تعارضهای دیگران است. کودکان از حدود ۱۲ سالگی میتوانند به دانشآموزان کوچکتر در حل تعارضهای بینفردیشان کمک کنند.
شاید بزرگترین تفاوت در مدارسی که تلاش میکنند ارتباط بدون خشونت را در عمل زندگی کنند، "سهیم شدن قدرت" باشد. در الگوی قدیمی، افرادی که در یک نظام یا ساختار قدرت بیشتری دارند، از "قدرت بر" استفاده میکنند تا دیگران را وادار به تبعیت کنند. الگویی که ارتباط بدون خشونت وارد حوزه آموزش میکند، "قدرت با" است. ما قدرتی را که در یک نظام یا ساختار داریم با دیگران به اشتراک میگذاریم و از آن برای رشد دادن و توانمند کردن دیگران استفاده میکنیم. وقتی کودکان یاد میگیرند از "قدرت با" استفاده کنند، هم در ارتباط با کودکان دیگر و هم با بزرگسالان، در واقع به آنها میآموزیم چگونه رهبرانی مشارکتکننده باشند که دیگران را توانمند میکنند و میتوانند در اقدامات جمعی معنادار مشارکت داشته باشند.
تسهیل ارتباط سازنده میان والدین و معلمان
ارتباط بدون خشونت با تمرکز بر تقاضاهای عملی و قابل اجرا در راستای نیازها، به ایجاد ارتباط سازنده میان والدین و معلمان کمک میکند. این یعنی چه؟
یعنی والدین و معلمان این آزادی و مسئولیت را دارند که بپرسند: "ما در تلاش هستیم چه نیازهایی را برآورده کنیم؟"
ارتباط بدون خشونت با رفتن به عمق موضوع، فراتر از جملههایی مانند "ما همیشه همینطور انجام دادهایم"، "این قوانین است"، "این سیاست منطقه آموزشی است" یا "آدمها نباید اینطور رفتار کنند"، به ارزشهای عمیقتر و نیازهای جهانشمول انسانیِ دخیل در یک موقعیت توجه میکند.
چه نیاز عمیقتر، امنیت باشد و چه ارتباط، ارتباط بدون خشونت بهعنوان زبانی مبتنی بر نیازهای جهانشمول انسانی، در سطح انسانیت مشترک ما، درک متقابل را تسهیل میکند.
وقتی ارزشها، انگیزهها و نیازهای عمیقتر روشن شوند، حل مسئله میان والدین و معلمان به فرایندی مشارکتی تبدیل میشود و میتواند بر گامهای عملی و قابل اجرا برای برآورده کردن نیازهای شناساییشده تمرکز کند.
مشکل رایج این است که والدین و معلمان اغلب پیش از برقراری ارتباط و شناسایی نیازهای زیربنایی، بر این تمرکز میکنند که "چه کاری باید انجام شود". این امر به راهحلهایی منجر میشود که بهندرت نیازهای همه را برآورده میکنند، زیرا هنوز این نیازها شناسایی نشدهاند.
تسهیل ارتباط سازنده میان والدین و معلمان در وهله نخست به معنای مکث و آهستهتر پیش رفتن برای ایجاد ارتباط و شناسایی نیازهای زیربنایی است و در مرحله دوم، بر اساس نیازهای کشفشده، به معنای ایجاد مشترک راهکارهایی است که بتوانند این نیازها را برآورده کنند.
تقاضاهای عملی و قابل اجرا مهارتی آموختنی هستند که ما را از صرفاً بیان خواستهها یا پیشنهادها به سوی چیزی قابل انجام میبرند؛ چیزی که احتمال بیشتری دارد به نتایج ملموس منجر شود.
پرورش ارتباط سالم میان دانشآموزان و معلمان
پرورش ارتباط سالم میان دانشآموزان و معلمان به معنای فراتر رفتن از نقشهای «دانشآموز» و «معلم» و رفتار کردن با یکدیگر با مهربانی و ملاحظه، در قالب یک رابطه انسانی با انسان دیگر است.
وقتی چنین رویکردی داریم، راحتتر میتوانیم به جای واکنش نشان دادن، کنجکاو باشیم. هنگامی که با مشکلات رفتاری و هیجانهای دشواری که در پسِ آنها قرار دارند، با محبت برخورد میکنیم، نسبت به زمانی که صرفاً با استفاده از قضاوت و اقدامات تنبیهی در تلاش برای کنترل رفتار هستیم، بیشتر به حل مسئله نزدیک میشویم.
پرورش ارتباط سالم میان دانشآموزان و معلمان همچنین به این معناست که کودکان احتمال بیشتری دارد در مسیر رشد خود یاد بگیرند چگونه به شکلی سازنده با بزرگسالان ارتباط برقرار کنند، نه اینکه از ترسِ درک نشدن یا برخورد سختگیرانه از سوی آنها، از بزرگسالان دوری کنند.
بهبود مهارتهای ارتباطی میان والدین و فرزندان
بهبود مهارتهای ارتباطی میان والدین و فرزندان -همانند ارتباط میان هر انسان دیگری - دستکم سه حوزه را دربرمیگیرد: مهارتهای ارتباط درونی هر فرد با خودش، مهارتهای گوش دادن همدلانه و ابراز صادقانه خود.
اگر والد ارتباط خود را با خودش از دست داده باشد یعنی با آنچه مشاهده میکند، احساس میکند، نیاز دارد و میخواهد در ارتباط نباشد، این موضوع هم بر توانایی او برای گوش دادن با حضور کامل تأثیر میگذارد و هم بر توانایی او برای ابرازصادقانه و شفاف خود.
ارتباط بدون خشونت، ابزارها و مهارتهایی را در اختیار دانشآموزان، والدین، معلمان و همه کارکنان قرار میدهد تا بتوانند بهطور اصیل با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و راهحلهایی را بهصورت مشترک ایجاد کنند که برای همه سودمند باشند.
نگاه دکتر مارشال روزنبرگ درباره اهمیت ارتباط در آموزش
دکتر مارشال روزنبرگ اغلب درباره اهمیت ارتباط در آموزش صحبت میکرد.
او بیوقفه تلاش میکرد تا به دانشآموزان، اعضای هیئت علمی، مدیران و والدین در سراسر جهان کمک کند با الگویی جدید برای یادگیری و روابط انسانی آشنا شوند؛ الگویی که در کتاب او با عنوان "آموزش غنیکننده زندگی" به تفصیل شرح داده شده است.
همانطور که دکتر روزنبرگ به ما یادآوری میکرد، یادگیری بسیار فراتر از نمرههایی است که در پایان هر سال تحصیلی در کارنامه ثبت میشوند. سخنان او درباره ارتباط بدون خشونت در آموزش، به همان اندازه درباره آموزشدهندگان رسمی و غیررسمی و همچنین یادگیرندگان در هر سن و شرایطی از زندگی کاربرد دارد:
"قدرت بر" به تنبیه و خشونت میانجامد. "قدرت با" به محبت و درک متقابل و همچنین یادگیریای منجر میشود که انگیزه آن احترام به زندگی است، نه ترس، احساس گناه، شرم یا خشم.
مارشال روزنبرگ
کتابهای انتشارات پادل دنسر (PuddleDancer Press) درباره ارتباط در آموزش
انتشارات پادل دنسر یکی از مهمترین حامیان و ناشران کتابهای مربوط به ارتباط بدون خشونت و آموزش است . ارتباط بدون خشونت بارها نشان داده است که انسانها زمانی که در محیطی امن و مبتنی بر اعتماد، که ارتباط بدون خشونت آن را ایجاد میکند، قرار دارند، از یادگیری بیشتر لذت میبرند و نتایج آموزشی بهتری به دست میآورند.
کتابهای ما درباره آموزش میتوانند به شما کمک کنند:
• روابط شخصی و حرفهای استثنایی ایجاد کنید؛
• درک همراه با محبت را به دیگران ارائه دهید؛
• بدانید چه زمانی و چگونه همین نوع درک را برای خودتان درخواست کنید؛
• از سوءتفاهمها و تعارضها پیشگیری و آنها را حلوفصل کنید؛
• حقیقت خود را به شیوهای روشن و قدرتمند بیان کنید؛ بهگونهای که احتمال بیشتری داشته باشد به هماهنگی منجر شود تا تعارض؛
• بدون استفاده از اجبار، درک متقابل ایجاد کنید.
چه مدتهاست که با ارتباط بدون خشونت آشنا هستید و چه بهتازگی با آن آشنا شدهاید، انتشارات پادل دنسر منابعی، از جمله کتابهایی درباره ارتباط بدون خشونت و آموزش، در اختیار دارد تا به شما و اعضای جامعهتان کمک کند هوش هیجانی، مهارتهای بینفردی و تواناییهای ارتباطی خود را پرورش دهید.
https://nonviolentcommunication.com/learn-nonviolent-communication/nvc-education/


